تبليغاتX
متالسنس ,تکان دهنده

?You Thing This Is Just A Proverb 

به ماتمكده متالسنس خوش آمديد ما را در جهت بهبود مطالب يارى كنيد و همدردى را فراموش نكنيد...         

یک ضرب‌المثل - البته نابود شده‌یِ هیتی – می‌گوید به گورستان که می‌روی به گورها لگد نزن، شاید جنازه‌ای بلند شد و پاچه‌ات را گرفت...

دو چیز است که آدمی را به شگفتی می اندازد و هرچه بیشتر بیندیشی شگفتی تو از آن دو بیشتر خواهد شد-یکی آسمان پر ستاره ای که بالای سر ماست و دیگری اسرار دنیای ابدی است...

ترجمه آهنگ هيچكس ها از مرلين منسون به همراه دانلود آن

ترجمه آهنگ تکان دهنده WormbOy از مرلين منسون به همراه لينك دانلود

ترجمه آهنگ Lonely Day از SOAD به همراه لينك دانلود

EAT mE- DRINK mE

اي کاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشک از چشمان چه کسي جاري مي شود / و آخرين سياهپوش که مرا به فراموشي ميسپارد چه کسي خواهد بود...

از دوست عزیزم جیلوس

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


هميشه تلاش مي کردم آن را ارائه کنم، اثري با تغييرات فاحش. انسان، يا حداقل هنرمند، هميشه مجبور به تغيير و تحول است تا بتواند به کارش ادامه دهد و اين اثر بزرگتري تحول زندگي من به شمار مي آيد... بهتر است بشنويد تا من توضيحي درباره اش بدهم... در اين اثر من واقعاً تصميم گرفتم بخوانم و اين تصميم از جايگاهي آشکارا احساسي در من به وجود آمده. منظورم اين نيست که آلبوم درباره اشک ها و غم هاي زندگي من است بلکه فکر مي کنم اين کار با توجه به عنصر به تمامي انساني اش مي تواند با هر کسي از راه هاي گوناگون ارتباط برقرار کند... اينها آخرين سخناني ست که مرلين درباره آلبوم جديدش اظهار داشته گوشه اي از اخبار جديد گروه رو هم در اين پست قرار دادم...

 نگاهم به اين اثر از زاويه عشق، خشونت، زوال، آدمخواري و عقده هاي دروني گذشته که البته پاياني شادمان دارد... عنوان آلبوم نيز از داستاني آلماني گرفته شده که هفت، هشت سال پيش خواندم و درباره مردي است که در روزنامه آگهي چاپ مي کند که به دنبال فردي است که او را بخورد، او از مخاطبانش مي خواهد که نام آلبومش را به مراسم عشاي رباني ربط ندهند،مرلين منسون در ماه اکتبر سال ???? در مراسم بازگشايي نمايشگاه نقاشي اش در شهر لس آنجلس خبر به اتمام رسيدن آلبوم جديدش را به مجله رولينگ استون اعلام کرد. پس از آن او در مصاحبه ها و گزارش هاي مختلف درباره اين آلبوم سخن گفت که ظاهراً پس از يک دوره يک ساله افسردگي که طي آن اصلاً از خانه بيرون نيامده و با کسي ارتباطي برقرار نکرده بود، آن را ارائه داده است. او معتقد است که اين آلبوم او را نجات داده. آلبوم يازده ترانه دارد. شروع آن با چند ترانه آرام و به طرز عجيبي آرام- مرلين منسون شناسان را تا حدودي شگفت زده مي کند. اشعار - اگرچه چون هنوز در وب سايت ها موجود نيست نتوانسته ام همه آنها را بخوانم- بيشتر به حالات روحي و رواني خود او اشاره دارند و به گفته خودش همگي حول محور يک ايده ثابت دور مي زنند؛ دردهاي او و توانايي آنها براي اينکه بدون هيچ احساس شرمي خود را تکرار کنند. در نيمه هاي آلبوم چند ترانه تند تر که آنها را حتي مي توان شادتر ناميد وجود دارد، ترانه هايي ريتميک که ملودي آنها را به راحتي مي توان با سوت زد. به گفته وب سايت The Heirophant جيمز کامرون کليپ ويدئويي ترانه Heart-shaped Glasses را براي اين آلبوم ساخته است. آلبوم Eat Me، Drink Me براي اولين بار مرلين منسون رمانتيک و احساساتي را به مخاطبانش نشان مي دهد که شايد براي آنها ناشناخته باشد اما پس از آشنايي مجدد او را دوست داشتني خواهيد يافت. 
 تيم اسکولد Tim Skold برترين گيتاريست از ديدگاه من چه در گذشته چه زماني که در اين باند فعاليت ميکرد...

 تازگيها بصورت دوستانه از اين باند جدا شده است در تاريخ 9

زانويه 2008

january 28 .2008
از دوستانی که مرتب به حقیر لطف دارند ممنونم و فعلا تا یک ماه نمیتونم آپ کنم به زودی بر میگردم.
..

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


 

                ســـــــکوت بره ها...

 

        


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


برق يه چاقوي تيزِ تيز.

صداي يه جيغ خفه.

و خون.

...

حالا لخته هاي ماسيده ي خون من زير ناخن هاي

وحشي تو هيجان داستان رو بيشتر ميكنه.

و من آزادم.

مثل يه روح بزرگ و ترسناك.

و مثل يه كاغذ باد كه نخش رها شده.

و اين هيجان داستان رو خيلي بيشتر ميكنه.

...من به هيچ حجم خاصي تعلق ندارم.

و اين جسم خالي اون پايين با رد سرخ خوني كه روي شقيقش سر ميخوره

و سر ميخوره و لا بلاي اون موهاي مشكي گم ميشه من رو ياخودم ميندازه.

واي كه چه كيفي داره اين همه بي وزني!

حالا ديگه از همه چيز ميتونم بگذرم.

از ديوار هاي قطور بي انتها.

از درهاي بسته ي فولادي.

از دريا ها.

آسمون ها.

از هر چيز.

از هر چيز با هر عظمتي كه داشته باشه ميتونم بگذرم.

حالا ديگه واسه چي نبايد از تو بگذرم؟!

واسه چي؟

I & Me

از همه دوستان عزیزم که تو این مدت که من نبودم منو از یاد نبردن هم ممنونم هم عذر میخوام که نمیتونستم بهتون سر بزنم...

در ادامه داستان کوتاهی رو تهیه کردم که میتونه جذاب باشه  یا یه مقدار هم دلگیر.

 


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون


بر روی نقطه نقطه تارو پود وجودم

                                               اثری از ردپای مرگ تدریجی به جا مانده است

در صدای سرد بی نوای فریادهایم

                                                 آوایی از جراحت های نهان و آشکار به جا مانده است...

 

اخر تو که یک جهنمی عوضی ای بیش نیستی .

هه . کدوم جهنمم کدوم آخرت مثل اینکه هنوز جای سفت نشاشیدی...

به کی میخوای ثابت کنی منم هستم؟به خدایی که یه زمانی قبولش داشتی؟به مقدساتی که مادرت قبل از راهی شدنت به سفر تو رو به دست اونا میسپرد و قسمت میداد که یادشونو از خاطرت نبری.به قول اون شعری که میگه:دیگه روده هات با کرمها مقایسه نمیشوند.خدا رو هزار بار بالا بیاور شاید سبز لجن تو را نجات دهد بنده مفلوک...

توی تنگنا گیر کردم نه راه پس دارم نه راه پیش.فعلا اون قرصهای لعنتی مو بده کوفت کنم و دست از سرم بردار برو فعلا تموم استخوانهای بدنم درد میکنه یه درد جان گداز...

تا حالا به آخر کارم فکر کردی؟؟؟

 

 

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


برای باره اوله كه می خوام باهات درد و دل کنم . چون عزیزی برام . می دونی دردی که همیشه دیوونم می کرد و تو ... می خواستی کمکم کنی اینه که ... راستش یه فاحشه داره اذیتم می کنه. همه ی عمرم مثل زالو داره خونمو می مکه . دیگه خستم کرده . زندگیم شده آرزوی مرگ کردن . ۱۰۰ بار خواستم با چاقو تکه پارش کنم اما ترسیدم ... هی تو که می گی دوستم داری . دیروز که با من خدا حافظی کردی گفتی که یه تفنگ بزرگ داری . می شه برام کلکشو بکنی ؟ بهت نشونش می دم فقط مواظب باش دستت نلرزه . لوله تفنگتو بگیر طرفش و شلیک کن . چشماتو نبند تا بجای من جون کندنشو ببیی . درست اینجا مخفی شده - بین دوتا چشمم . شلیک کن . شلیک کن اگه دوستم داری کثافت !

تنگنا(فصل اول)

 

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


من از مراسم تدفين خويش مي آيم

كه تا نظاره كنم رونق تولد خويش.

وقتى كه بن بست غربت سايه سار قفسم بود

زير رگبار مصيبت (بى كسى تنها كسم بود).

به خاكسپارى زخمهاى كهنه و چركينم

به سوگوارى من بى پناه

به ماتمكده تاريك ترين ذهن دنيا خوش اومدى

از زير خروارها خاك نمناك تن من توى گور سرد خواهد لرزيد.

اينها اشعار خودساختگى من نيست اينها سوگنامه اعمال من است.

برام آرزوى آمرزش كنيد ياران من خيلي گمراه شدم...

 Dont Cry For Me

بر سقف اتاق كهنه ام, ياران

ديرى ست كه خفته عنكبوتى پير

از تار چه تورها كه مى بافد؟

- دنياى كثافت مرا كشيده در زنجير!

بس نيمشبان كه از فراز سقف

بر سينه ام اوفتاده بختك وار!

روياى بهشتى مرا,ناگاه,

كرده ست بدل به دوزخي غمبار!

This Filthy Apes

.............................

مهتاب رو به ساحل مغرب نهاده بود

در خلوت نمناك اطاق بجز من كسى نبود

قلب سياه ساعت شماطه مى تپيد

شب ميگذشت و لحظه مرگ ميرسيد

ناگه صداى دور سگى در فضا شكست

از پشت قاب پنجره, برق تلنگرى

بر شيشه كبود ترك خورده نقش بست

آونگ او چو مردمك چشم مردگان

از گردش ايستاد

در پشت من دهان درى نيمه باز شد

نورى سفيد همچو غبار گچ از هوا

در خوابگاه ريخت

آنگه صداى لغزش پايى به روى فرش

تار سكوت را چو نخى بيصدا گسيخت

من ميهمان هر شبه ام را شناختم

اما هنوز طاقت برگشتنم نبود

قلبم درون سينه تاريك مى تپيد

نور از شكاف پنجره چون موم مى چكيد

ناگه دو دست سوخته استخوان نما

از پشت بر خميدگى شانه ام نشست

بر گشتم از هراس:

اين روح ناشناس

روحي كه چون شمايل شوم مقدسان

در زير روشنايى ماه ايستاده بود

صورت نداشت, ليك لبى چون شكاف زخم

تا زير گوشهاى درازش كشيده داشت

خنديد و بيم خنده او در دلم نشست

فرياد من چون زوزه سگى ولگرد در گلو شكست...

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


یکی از آهنگ های مورد علاقه من در ژانر هوی متال اولین بار توسط گروه پانک راک Misfits به اجرا در آمد كه قطعا با داشتن ريتمى سنگين اشعارى ساده و در عين حال كوبنده به موفقيت هايى هر چند اندك دست يافت. اما سكوى پرتاب اصلى اين اثر با اجراى زيباى گروه متاليكا METALLICA در آلبوم گاراژ Garage بود كه واقعا با هنرمندى تمام اين باند هوى متال صورت گرفت . وبه يك آهنگ شناخته شده تبديل شد...

                  Ψ Die, Die My Darling Ψ

                

Track:DIE,DIE MY DARLING

BAND:METALLICA

ALBUM:GARAGE

Originally performed by The Misfits

...................................

Die, die, die my darling

بمير-بمير عزيزم

Don't utter a single word

هيچ كلمه اي هم به زبان نيار

Die, die, die my darling

بمير-بمير عزيزم

Just shut your pretty eyes

فقط چشمهاي قشنگتو رو هم بزار

I'll be seeing you again

من از دوباره تو را خواهم ديد

Yeah, I'll be seeing you, in hell

آره من از دوباره تو را خواهم ديد

So don't cry to me oh baby

پس بخاطر من گريه نكن عشق من

Your future's in an oblong box

آينده ات را درون يك جعبه مستطيلي شكل ميبينم(طابوت)

Don't cry to me oh baby

بخاطر من گريه نكن عشق من

You should have seen it a-coming on

در آينده اي نزديك آن را خواهي ديد

Don't cry to me oh baby

بخاطر من گريه نكن عشق من

I don't know it was in your card

نميدونستم اين در كارت تو هم هست

Don't cry to me oh baby

بخاطر من گريه نكن عشق من

Dead-end soul for a dead-end girl

بن بست روح براي دختري در بن بست

Don't cry to me oh baby

بخاطر من گريه نكن عشق من

And now your life drains on the floor

و زندگي تو بر روي زمين زير آب خواهد رفت

Don't cry to me oh baby

بخاطر من گريه نكن عشق من

Die, die, die my darling

بمير-بمير عزيزم

Don't utter a single word

هيچ كلمه اي هم به زبان نيار

Just shut your pretty mouth

قفط لبهاي زيبايت را روي هم بزار

I'll be seeing you again

من دوباره تو را ملاقات خواهم كرد

I'll be seeing you, in hell

تو را در جهنم ملاقات خواهم كرد...

در زیر عکس گروه پانک میسفیتس را مشاهده میکنید...

 جیمز آلن هتفیلد از متالیکا

نسخه اصلي آهنگ از ميسفيتس برای دانلود

DIE MY DARLING-METALLICA

با فرمت MIDI براي تلفن همراه

 

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


Band: FEAR FACTORY
TRACK: BITE THE HAND THAT BLEEDS
MEMBERS:
- Burton C. Bell - Vocals
- Dino Cazares - Guitars
- Raymond Herrera - Drums
- Christian Olde Wolbers - Bass

GENRE: HEAVY METAL
COUNTRY: U.S.A
LYRICS BY: Burton C. Bell
 

...............................................................................................................
I watch you tap the blood in my vein
من تو را ميديدم كه به خون در رگهاي من ضربه ميزدي
My heart you feed on to keep you sustained
قلب مرا جهت سر پا نگهداشتن خودت تغذيه كردي
A parasite that leaves me cold and drained
انگلي كه مرا سرد و خيس رها كرد
I'm in shock and you leave me paralyzed
من در شوك بودم و تو مرا فلج كردي
And the saddest part I realize
و غمناك ترين قسمتي كه من سراغ داشتم
The absence of truth behind your eyes
فقدان راستي در پشت چشمان تو بود
I feel you tapping my soul from my vein
من احساس كردم كه از رگهاي من به روحم صدمه زدي
I feel you tapping again on my vein
من ضربات دوباره تو را بر روي رگهايم حس مينكم
I feel my life slipping away
من زندگي ام را در لغزشي بزرگ حس كردم
One more drop of blood I spill
قطره خون ديگري كه از من ميريخت
One more drop you take
قطره خون ديگري بود كه تو بدست مي آوردي
One more drop and I will spite
 من بر قطره خون ديگري كينه خواهم ورزيد
And bite the hand that bleeds...
و دستي را كه خونريزي ميكند گاز ميگيرم
I see you have two faces turning
من تو را با دو چهره متفاوت ميديدم
Changing face to keep me guessing
چهره ها را براي گمراه كردن من عوض ميكردي
You have mastered the art of decieving
تو در هنر فريب دادن انسانها استادي
Now I know no one trusts you
در حالي كه اكنون ميدانم هيچ كسي به تو اعتماد ندارد
Now I know not even you do
ميدانم كه حتي خودت هم به خودت ايمان نداري
And I think, your salt in my wounds
و من به نمكي كه به زخمهايم پاشيدي فكر ميكنم
One more drop of blood I spill
One more drop you take
One more drop and I will spite
And bite the hand that bleeds

Bite the hand that bleeds you
You...
دستي را كه خونريزي ميكند گاز بگير...

 

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


s.A.I.N.T

تكان دهنده ترين ويدئو منسون در سالهاي اخير...

اين ويدئو در سال ۲۰۰۴ اندکی بعد از منتشر شدن به شدت در آمريكا ممنوع شد .

منبع:Internet Movie Data Base

تمام حرفهایی که قرار بود در GOLDEN AGE OF GROTESQUE گفته شود...

از ترجمه شعر يا نقد اين آهنگ خودداري كردم اين كار رو به خودتون ميسپارم اگر نظري هست در ماتمكده بيان شود...

كساني كه اين ويدئو را قبلا مشاهده كرده اند نظر خود را بيان كنند در غير اين صورت اين ويدئو را كه با حجم كم و كيفيت بالا قرار داده ام دانلود و سپس كامنت بگذارند...

برای دانلود راست کلیک کرده سپس گزینه Save target as را بزنيد.

لینک دانلود این ویدئو

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون


دست نوشته ها و عقايد و فلسفه اصلي مرلين منسون

Personal Quotes Of Marilyn Manson

در تعداد زیادی از سایتها و وبلاگ ها بیوگرافی مرلین منسون رو قرار داده اند.در این پست من قصد دارم دست به کار تازه ای زده و بجای نوشتن بیوگرافی وی گزیده دست نوشته های خصوصی و مطالبی از مصاحبه هایش را در اختیار شما قرار بدهم تا شما هم با شخصیت وی و هم با فلسفه او بیشتر آشنا شوید لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


Tourniquet
شريان بند
i tried to kill the pain
من سعي كردم كه درد رو بكشم
but only brought more
ولي فقط بيشترش كردم
i lay dying
من يك مرده ام
and i'm pouring crimson regret and betrayal
و من فقط ريزشي خونين از پشيماني و خيانتم
i'm dying, praying, bleeding and screaming
من ميميرم عبادت ميكنم آغشته به خونم و جيغ هاي دلخراش سر ميدهم
am i too lost to be saved
آيا من واقعا آنقدر منحرف شده ام كه هيچ راه نجاتي برام باقي نمونده؟
am i too lost?
آيا واقعا گم شده ام؟
my God my tourniquet
خداي من اي شريان بند من
return to me salvation
منو به رستگاري بازگردان
my God my tourniquet
return to me salvation

do you remember me
آيا منو به ياد داري؟
lost for so long
آخرين براي الوداع
will you be on the other side
آيا تو در قسمت ديگري خواهي بود؟
or will you forget me
يا تو هم فراموشم ميكني؟
i'm dying, praying, bleeding and screaming
من ميميرم عبادت ميكنم آغشته به خونم و جيغ هاي دلخراش سر ميدهم
am i too lost to be saved
آيا من واقعا آنقدر منحرف شده ام كه هيچ راه نجاتي برام باقي نمونده؟
am i too lost?
آيا واقعا گم شده ام؟
my God my tourniquet
return to me salvation
my God my tourniquet
return to me salvation

i want to die!!!
من ميخواهم كه بميرم
my God my tourniquet
return to me salvation
my God my tourniquet
return to me salvation

my wounds cry for the grave
زخم هاي من ميگريند براي گور
my soul cries for deliverance
روح من ميگريد براي رستگاري
will i be denied Christ
آيا من به مسيح دسترسي ندارم؟
tourniquet
شريان بند
my suicide
خودكشي من...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


For My Beloved Friend Jiloos Bahareh

نام اصلي:

Chester Charles Bennington

متولد: 20 مارس 1976

در فونيكس آريزونا در آمريكا

چستر در كودكي زندگي بسيار سختي داشته است والدينش وقتي كه او فقط 11 سال داشته از هم جدا ميشوند.

و موضوع تكان دهنده اي كه هميشه ذهن خسته او را آزار ميداد اين بود كه در همان دوراني كه والدينش تصميم به طلاق گرفته بودند

متوجه اين موضوع ميشود كه والدين و خواهر و برادرهايش هيچ نسبت خوني (ژنتيكي) با او ندارند!!

در جواني بسياري از دوستان نزديكش را از دست ميدهد (در اثر فوت و يا تصادف) و اين جريانات حقايق بسي تلخ بود كه از چستر يك انسان گوشه گير و هنجار طلب

ساخت. چستر در سن 18 سالگي اعتياد شديدي به كوكائين و مشروبات الكلي پيدا ميكند و ضربه هاي زيادي هم از لحاظ روحي به او وارد ميشود. او بصورت تمام وقت در فست فود برگر كينگ مشغول به كار بود و به سختي گذران زندگي ميكرد.

در سال 1996 روزنه هاي اميدي پس از ازدواج با دختري به نامSamantha Bennington در زندگي مشقت بارش پديد آمد.  

و اين موضوع موقعيتي را براي وي به وجود آورد كه به آرزوهاي دست نيافتني اش از جمله فعاليت در زمينه موسيقي دست يابد.

حدوداي سال 1997 او باند موسيقي خود به نام:

Grey Daze

را راه اندازي كرد ولي زياد موفقيت آميز نبود كه در همان سالها اسم گروه را بعد از انتشار آلبوم موفقيت آميز آنها بهLinkin Park  تغيير دادند

از آلبوم هاي موفق اين باند ميشه به :

Hybrid Theory- Reanimation- Metaora- 2004 Linkin Park

اشاره كرد.

درباره چستر و موقعيت كنوني:

داراي 2 خواهر خوانده و يك برادر خوانده به نام برايان است.

در آپريل 2002 فرزند پسري از همسرش سامانتا گيرش مياد كه اسمش را سباستين ميزاره.

در مي سال 2003 بدليل سخت شدن عضله هاي كمر و دردهاي ناحيه شكم در بيمارستاني در لوس آنجلس بستري ميشود.

اخيرا هم در سال 2004 عمل ليزري چشم را با موفقيت پشت سر گذاشت.

از همسر اولش حدوداي سال 2004 جدا ميشود.

در 31 دسامبر 2005 با زني به نام سارا ازدواج ميكند كه فرزند پسر ديگري هم از او گيرش مياد. چستر فرزند خواندگي پسر برادرش را هم قبول ميكند و او كه از همسر هاي قبلي اش 2 فرزند هم داشته الان جمعا داراي 4 فرزند پسر ميباشد!!

 هم اكنون آلبوم جديدي به نام :

Dead By Sunrise

را بصورت تكي منتشر خواهد كرد. ليست تراك هاي آن به شرح زير ميباشد:

1.Morning After
2.Let Down
3.Mr. Suffering
4.Darkness
5.N^LU
6.Wall of Sound
7.Instrumental
8.Fire
9.Hold Life
10.20 ¥ 2
11.Give Me Your Time
12.Introutro
13.Walking in Circles
14.Morning After (Possibly the JK Remix)

منبع:ImDb

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون


ALL A B O U T HER يك بيوگرافي متفاوت (برترين پست متالسنس)

 

Amy Lynn Lee

متولد 13 دسامبر 1981 فرزند جان و سارا كارگيل در كاليفرنياي آمريكا

 

سن: حدودا 27 سال

رنگ چشمان:سبز روشن

بيو گرافي كامل - موارد مورد علاقه او-عكس ها و...  در ادامه مطلب

اين پست رو بايد چند زودتر از اين مينوشتم در ادامه مطلب خواهي فهميد كه چرا؟


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


 

  باور کن . من هنوز مترسک باغ جنونم
عمریه مسافری و من هنوز غرق سکونم
خیلی سخته که بدونم نمیخوام اینجا بمونم
داغ میوه های نارس . آتیش انداخته به جونم
دست تقدیر تو رو برده . سرنوشتمو میدونم
تو میدونی جون باغ و باغبون بسته به جونم
اون کلاغی که میگفتی اومده چشمامو برده
دکمه های پیرهنت رو به تن جاده سپرده
دیگه این دل گله ها . مرهم تنهایی من نیست
دل نبستن و نرفتن . دیگه دریایی شدن نیست
تو بدون باز تو سرم رویای پوشالی زیاده
رسم زندگی همینه . گاهی سخته گاهی ساده!!                         نظرات در پست های قبلی لطفا  

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   اگر به داستان های کوتاه- فلسفه و مطالبی از ماورا علاقه مندید وبلاگ جدید من یک کتابخانه ی

      آنلاین در زمینه هر موضوعی به شما دوستان عزیزم کمک خواهد کرد تا در محیطی مجازی

      داستان-شعر-ماورا(موجودات فرا زمینی)-داستان های کوتاه ترسناک-نقد کتب-نمایشنامه

          و سینما و تئاتر براحتی در دسترس شما قرار گیرد. حتما سر بزنید و به دوستانتان

                                                      پیشنهاد کنید.

                                   www.Zero-Point.Blogfa.Com                          

                                        

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون


               بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر تـــــــــــــــــــــر یـــــــــــــــــــــــــــن

                                     تاتو های مـــــــــــــتا ل  

                             عـــــــــــــــــکس ها ادامه مطلب

                                                  

                              نظرات خود را در پست قبلی بنویسید

 اگر عکسی باز نشد روی آن راست کلیک کرده گزینه  Show Picture را بزنيد.


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون


Otous

تلویزیون "اتوس" که قرار است با چهار - پنج ساعت برنامه در روز کارش را از اوایل سال ۲۰۰۸ میلادی آغاز کند، از طریق ماهواره و اینترنت در دسترس بینندگان قرار خواهد گرفت. از جمله برنامه های این شبکه، پخش آگهی های ترحیمی است که با سر هم کردن تصاویری از زندگی متوفی و متنی در ارتباط با او تهیه می شوند.بستگان فرد درگذشته برای پخش آگهی هایی از این دست باید بیش از ۲۰۰۰ یورو بپردازند.این آگهی ها ۹۰ ثانیه زمان دارند و بعد از ده بار پخش، روی اینترنت قرار خواهند گرفت.برنامه های این شبکه آلمانی، علاوه بر این زندگینامه های کوتاه ویدیویی، شامل گزارش هایی از قبرستان ها و بحث در باره بهترین راه های کفن و دفن است.اطلاع رسانی در مورد جنبه های قانونی و حقوقی مرگ از جمله قوانین ارث و بیمه نیز در فهرست برنامه های این شبکه تلویزیونی جای دارند.آلمان کشوری است با جمعیتی پیر که همه ساله حدود ۸۳۰ هزار نفر در آن می میرند، با این حال شرکت های کفن و دفن اوضاع چندان مناسبی ندارند چرا که بسیاری از مردم ترجیح می دهند مراسم خاکسپاری را به صورت سنتی و از طریق کلیساها و کشیش های محلی انجام دهند

 

جامعه شناسان معتقدند مرگ از جمله آخرین تابوها در غرب است. در حال حاضر بسیاری از مردم در بیمارستان ها، خانه های سالمندان و جایی دور از خانه خود می میرند و عملا مرگ از صحنه زندگی اجتماعی خارج شده است.انتظار می رود راه اندازی چنین شبکه هایی بتواند این جای خالی را تا حدودی پر کند.اتحادیه ای شامل ۳۰۰۰ شرکت کفن و دفن و خانه های سالمندان از این شبکه حمایت می کنند. مسئولین تلویزیون "اتوس" می گویند برنامه هایشان غم انگیز و خسته کننده نخواهد بود و داستان های سرگرم کننده ای نیز از آن پخش می شود، "خصوصا که به هر حال این شبکه ای برای آدم های زنده است."آنها می گویند هدف این شبکه صرفا پخش آگهی نیست بلکه ادای احترام به انسان هایی است که در این دنیا زندگی کرده و از خود اثری به جا گذاشته اند.با راه افتادن این شبکه، از این پس تنها شخصیت های مشهور نیستند که پس از مرگ، زندگیشان در تلویزیون به نمایش در می آید..

منبع:  سایت (دکتر ماهواره)

 

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


بيوگرافى Jhon-5 گیتاریست اول سابق گروه مرلین منسون به درخواست دوستی عزیز.

Lead Guitar Of Marilyn Manson

 محل و تاريخ تولد:در 31 جولاي 1971 در گروس پوينت محله اي در ميشيگان آمريكا

نام اصلي:John Lowery جان لووري

در سال 1998 بجايZim Zum زيم زام به گروه منسون پيوست.

در يك خانواده ثروتمند بدنيا آمده و يكي از گيتاريست هاي دائمي روب زامبي Rob Zombie كارگردان و خواننده معروف راك ميباشد.

عكس ها و باقى بيوگرافى در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


اگر فکر میکنید از روی بیکاری این پستو منتشر کردم سخت در اشتباهید دوست من. افکار جهنمی من دائما

ذهن آشفته انسان گریز منو آزار میده و برای رهایی از اون باید یه جایی خالیشون کنم ...تو پست های قبلی

هم یه سری از افکار جهنمی خودم رو در اختیار عزیزانم که مرتب به این ماتمکده لطف دارند قرار داده ب

ودم . خلاصه میخوام که در مورد این داستان کوتاه یا به قول همکار خوبم مهناز منسون این خضعولات برداشت بدی نکنید. و فقط جهت بالا بردن آگاهی عزیزانم در زمینه موضوع پیچیده انسان گریزی Misanthropy میباشد

خلاصه اینکه تراوشات یک ذهن بیمار روانی نیست از این ادبیات خودم صرفا خوشم میاد و کمی هم در این زمینه بعضی وقتها قلم فرسایی میکنم ...

خواندن این داستان فقط( ۱۶+)

 

                                گوشت مرده

گوشت مرده پخته اش اصلا تلخ نيست. طعم گوشت گوسفند را مي دهد كه هفت بار روي زغال چرخانده باشي اش. آنقدر خوش مزه است كه لذت عاشق شدن پيشش هيچ است.» اين را گفتم و رو برگرداندم تا او مرا نبيند. نبيند كه من در حال مردن هستم و برايم هيچ فرقي نمي كند كه او عاشقم باشد يا نه، بعد از من گوشت تنم را خام مي خورد يا كباب شده. برايم هيچ تفاوتي ندارد كه او اصلا كيست؟ چرا هست؟ كجاست؟ من كه هستم؟ و اصلا چرا هستم؟

گفتم :« يادت مي آيد روزي كه جلوي چشمانم راه ميرفتي و بالا و پايين مي پريدي و من از شوق پرواز تو لبخندي بر لب داشتم كه هيچ گاه قه قهه نشدو من در ماتم يك لبخند بلند دير زماني سوختم و تو هميشه قاه قاه به من مي خنديدي و من لذت مي بردم و حسرت مي خوردم كه قاه قاه خنديدن تو چرا نصيب من نمي شود؟»

تو قاه قاه خنديدي و من اصلا نفهميدم كه چرا با خنده رفتي؟ راستي خنده بود يا گريه؟ يا شايد اصلا هيچ كدام؟

برزخي شده ام تازگي ها. نه مي دانم كه مي مانم و نه مي دانم كه مي‌ميرم. اصلا مي‌ميرم؟ گمان

نمي كنم. اما تو مرا به مسلخي بردي كه خود قبلا در آن قرباني شده بودي. قرباني نامه هاي عاشقانه يك ديوانه. ديوانه اي كه مرگ را مي پرستيد و از تو مي خواست كمكش كني كه بميرد. و حالا او به مسلخ تو آمده است تا خودش را بدست خودش بميراند. يادت هست يك روز گفتم خود خيلي مهم است؟ همين جايش را مي گفتم. خود آدم خودش را مي كشد. مي داني چه لذتي

دارد؟ حداقل از كسي طلبكار نيستي و مهمتر كسي بدهكارت نيست. تازه اگر گوشت لاشه ات را هم كسي گاز بزند برايت ديگر مهم نيست، چون اگر مهم بود كه خودت را به مسلخ نمي بردي.

اصلا مي‌فهمي من چه مي گويم؟ گمان نمي كنم. مثل هميشه كه نفهميدي من چه مي گويم. گفتن خيلي ساده است و فهميدنش كار من تو نيست. راستش خودم هم نمي دانم چه مي گويم. كه اگر مي دانستم حداقل به تو مي فهماندم كه منظورم چيست. خيلي درد است كه آدم حرف خودش را هم نفهمد. آن وقت مي شود كه من خودم را به مسلخ تو مي برم و تو خودت را در سرداب من رها مي كني كه شايد زنده بشوي. شايد اما هيچ نداني كه سرداب جاي مرده هاست و گوشت قرباني. آب از آن مي كشند، اما آبش طعم مرده مي دهد. مرده به دست تو كه اصلا مهم نبودي و

نيستي. من چه كنم كه اصلا برايم مهم نيست كه تو چه مي گويي. اصلا حرفهايت را نمي شنوم. شايد كر شده ام. شايد وقت مردنم است. اما نه، من وقت مردن ندارم، آخر مرده ام. مرده كه ديگر مردن ندارد.

هوس كرده ام سري به كوره آدم سوزي بزنم. آن دفعه كه رفتم داشتند يك دختر مو بور 18 ساله را مي سوزاندند. چه بويي داشت سوختن موهاي بلند و بلوندش. دخترزنده بود كه موهايش مي سوخت. كارگر آدم سوزي مي گفت موهايش كه بسوزد مي ميرد. اما من هرچه كردم و منتظر

شدم دختر نمرد. موهايش هم سوخت. گوشت تنش هم سوخت. همه جايش سوخت ، اما نمرد. نفس نمي كشيد، اما با چشمان دورنگش لبخند مي زد. تنها چيزي كه نسوخت، چشمانش بود. كارگر مي گفت تا چشمانش نسوزد نمي ميرد.

من هرچه ماندم تا چشمانش هم بسوزد و گوشت كباب شده اش را...

با قی داستان و عكس مر بوطه در ادمه متن


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


بيو گرافي Tim Skold  گيتاريست كنوني

Marilyn Manson

Thim Skold

در 14 دسامبر 1966 در شهري سرد و كوچك واقع در اسكوده- سوئد در ايالت واستر گوتلند پسري جذاب با موهاي كاملا بلوند در خانواده كوچك اسكولد

 ديده به جهان گشود. اسكولد خانواده اي آزاديخواه و كاملا ليبرال دموكرات بود. مادر تيم 15 سال بيشتر نداشت كه اولين پسر او يعني تيم بدنيا آمد پدر او

 در زمينه درامز بصورت نيمه حرفه اي فعاليت داشت. او خواهري به نام ليندا دارد كه علاقه عاطفي شديدي هم بين آن دو بر قرار ميباشد
.
در سن 11 سالگي تيم تنها آرزويش رسيدن به بلوغ در زمينه موسيقي و رفتن و شروع همكاري با يك باند موسيقي بود.كه اين همكاري و آرزوي او با تشكيل باندي كوچك در مدرسه كه تقليد از

آهنگ باند هاي متال آن زمان مثل  KISS- Bowie-Sweet... مينمودند شكل تازه اي به خودش گرفت.

آنها كارهاي اجرا شده توسط گروه را بر روي نوار ضبط ميكردند تيم در سن 13 سالگي با گيتار برقي اي كه اجاره كرده بود بصورت جدي به كار موسيقي ادامه ميداد .در همان سالها بود كه با پسر گيتاريستي  به نام

  Harry Cody هري كودي در يك جشن سال نو آشنا شد. اين آشنايي جرقه بزرگي را در زندگي تيم ايجاد كرد. كه البته اين آشنايي سالهاي سال هم ادامه داشت. آرزوي آنها تبديل شدن به ستاره هاي راك در 

آمريكا بود . در سن 17 سالگي بعد از 2 سال تحصيل در رشته مهندسي فرايند سازي در يك مدرسه شبانه روزي تيم به آپارتمان خودش بازگشت و در يك كارخانه ساخت تجهيزات نظامي مشغول به كار شد .

تيم از هوش فوق العاده اي در تمام زمينه ها بر خوردار بود و بخاطر جذابيتش هميشه مورد توجه دختران هم سن خود واقع ميشد اما او زياد توجهي به اين موضوع نداشت و فقط هدف بزرگي را در سر

ميپروراند.حدود 7 ماه بعد تيم به ارتش ملحق شد و سخت در آنجا به خدمت پرداخت. او گيتار خود را نيز همراه خود به پايگاه نظامي برد و گفته ميشود كه شبها هنگامي كه همه سربازان به خواب ميرفتند تيم

در حمام...

باقي متن در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


کف اتاق سرد دراز کشیده و به سقف دود زده خیره شده؛ هیچ اثری هم از وحشت و پشیمانی در چهره‌اش دیده نمی‌شود. جاذبه‌ی زنانه‌اش اما هنوز هم می‌تواند میل نهفته‌ی هم‌آغوشی را در من بیدار کند. روبرو‌یش می‌ایستم و زلف‌های پریشان‌اش را برانداز می کنم. خشم جای خود را به میلی می‌دهد که اکنون دوباره در من بیدار شده است. آرام صدا‌یش می کنم. اما او بی توجه به من همچنان به سقف خیره مانده است. صدا‌یم را بلندتر می‌کنم. صدا در فضای خالي اتاق می پیچد و دوباره به‌سوی من باز می گردد. باز هم مانند همیشه در برابر‌ش کم می آورم. ساکت به چشمان وحشی‌اش می نگرم و بیش از پیش شیفته‌ی او می شوم. زیر سایه‌ی سنگین سکوتی که از سقف اتاق می‌چکد بر زمین سرد، احساس می کنم مرا به ریشخند گرفته است. دوباره خشم به سراغم می آید. گوله ای آتش صورتم را سرخ می کند. بی اراده و شتابان به سو‌یش حرکت می کنم. با تمام نیرو با پای چپم به پهلو‌ی چپش می کوبم. اما او همچنان به سقف خیره مانده است. در چشمان وحشی‌اش همان سرکشی همیشگی را می یابم. او هنوز هم رام نشده است. نه ضربات کاردی که بر سینه و شانه ها‌یش فرود آمد و نه لگدی که پهلو‌یش را کبود کرد، هیچ یک او را رام نکرده است. کنار‌اش دراز می کشم و او را در آغوش می گیرم. اکنون می دانم که دیگر راه گریزی برا‌یش باقی نگذاشته ام. او را با تمام نیرو در آغوش می فشارم. انگشتان گوشتی‌ام را در میان زلف‌های پریشان‌اش به گردش در می‌آورم. نرمی زلفانش دوباره همان میل خفته را در من بیدار می کند. همان میلی که می‌کوشیدم پنهانش کنم. به زخم‌های عمیق نشسته بر شانه‌ها‌یش زل می‌زنم و خون خشکیده بر پستان‌ها‌ی‌اش را با دست پاک می‌کنم. از وحشت همه وجودم‌ می لرزد. خنده‌ی بلند زن چون گردابی هول انگیز تخته پاره‌های تن و جانم را به اعماق می‌برد. هرچه هراسم بیشتر می شود، خنده‌ی زن نیز بلندتر می‌شود. فریادم در میان خنده‌ها‌یش گم می‌شود. خسته و درمانده در مبل فرومی‌روم. نگاهم را از او برمی‌گردانم. در خود فرو می ریزم. می‌خواهم فراموشش کنم. اما فریاد ِ تنیده در تار و پود پرده ها به حافظه‌ام شبیخون می‌زنند. تصمیم می گیرم پنهانش کنم. با عجله در گوشه‌ی حیاط، نهان‌گاه ابدی‌اش را حفر می‌کنم. او را به دوش می کشم. سخت به گردنم می چسبد. برای اولین بار التماس را در نگاهش شکار می کنم. انگار که این بار کم آورده است. این همان چیزی است که من همیشه منتظر‌ش بودم. او هرگز کم نمی‌آورد. حتی وقتی که کارد آجینش می‌کردم هیچ التماسی در نگاهش نبود. اما حالا، آن چشمان وحشی چه رام شده‌، به پای من افتاده و از من می‌خواهد پنهانش نکنم. او همیشه می خواست، مورد توجه دیگران باشد. راست می‌گویند پری رو تاب مستوری ندارد. خنده ای از ته دل سر می دهم و او را از دیده‌ها پنهان می‌کنم. به سختی کنار او برای خودم جایی دست و پا می‌کنم. گور گنجایش دو نفر را ندارد. اما به هر کلکی شده خودم را در کنارش جا می‌دهم. گیسوان پریشانش را با انگشتانم نوازش می کنم. لبان گرم و تشنه‌ام را روی لبان سرد و خون‌ آلود‌ش می گذارم و از مغاک او خارج می شوم. می دانم که دیگر مرا ترک نخواهد کرد. اطمینان دارم که دیگر دست هیچ مردی تن او را لمس نخواهد کرد. اما، نمی‌دانم من دیگر کی و کجا می‌توانم آن چشمان وحشی و سرکش را پیدا کنم. همان چشمانی که مرا همیشه به سر چشمه‌ی خود می کشید و....

وان حمام را پر از آب گرم می‌کنم. سنگینی و خستگی کندن گور را با آب قسمت می‌کنم. سبک و راحت می‌شوم. حوله‌ی آبی رنگم را تنم می‌کنم و به اتاق خواب می روم. چراغ اتاق خواب را روشن می‌کنم. وای خدای من چه می‌بینم، خوابم یا بیدار؟ او که مثل همیشه سر جای همیشگی‌اش، طاق باز دراز کشیده. به در تکیه می دهم و به زحمت خودم را سر پا نگه می دارم. از اتاق خواب دور می‌شوم. روی کاناپه دراز می کشم و خود را در دامن ترس و اندوه رها می کنم. یعنی چه؟ یعنی نتوانستم پنهانش کنم؟ شک و تردید مثل مور و ملخ به ذهنم هجوم می‌آورد...

_____________________________________________________________________

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


 چند قطره اشکی بر مزار بزرگان

 جكسن براون :
نسبت به مردمى كه به تو مى گويند خيلى صادق و بى ريا هستى محتاط باش...
 
امرسون :
بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه
از ميان ما رفته باشند.

 
بارونس استاكس :
آنچه را تا ديروز گناه مى خوانديم، امروز بيان شخصيت و احساسات خود مى ناميم.
 
اپيكتت:
اعتقاد به بخت و قسمت بدترين نوع بردگي است
...
 
تولستوي:
فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگي غذا بدهي هرگز تو را گاز نخواهد گرفت
.
 
ولتر:
شما ممكن است بتوانيد گلي را زير پا لگدمال كنيد، اما محال است بتوانيد عطر آنرا در فضا محو سازيد.

جورج برنارد شاو:
مدتها پيش آموختم كه نبايد با خوك كشتي گرفت، خيلي كثيف مي‌‌شوي و مهم‌تر آنكه خوك ار اين كار لذت مي‌برد

امام صادق(ع)

مردن فنا شدن نیست تعویض دوستان است.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون


The Hand That Feeds

 
دستي كه ميخوراند...9
You're keeping in step
تو به راه رفتن ادامه مي دهي
In the line
بر روي خط
Got your chin held high and you feel just fine
سرت رو بالا گرفته (مغرورانه) و احساس خوبي داري
Cause you do
What you're told
زيرا تو همون كاري رو ميكني كه گفته بودي
But inside your heart it is black and it's hollow and it's cold
اما اعماق سينه ات قلبي سياه- تاريك وجود دارد و آه كه چقدر سرد است
Just how deep do you believe?
فقط بگو كه چقدر اعتقاد داري؟
Will you bite the hand that feeds?
ايا دستي را كه ميخوراند ميگزي؟
Will you chew until it bleeds?
ايا به جويدن ادامه ميدهي تا وقتي كه خونين شود...؟
Can you get up off your knees?
ايا ميتواني دست به زانو هايت گرفته و بلند شوي؟
Are you brave enough to see?
اينقدر شجاعت ديدن را داري؟
Do you want to change it?
مخواي كه عوضش كني؟
What if this whole crusade's
اگه همش صليبي باشه چطور؟
A charade
يك معما يك بازي
And behind it all there's a price to be paid
و پشت همه اين چيزها قيمتي براي پرداخت كردن وجود دارد...
For the blood
براي خوني كه
On which we dine
ما براي كساني كه خورانديم(خونهايي كه ريختيم) و خورانديم
Justified in the name of the holy and the divine
تراز شده به نام مقدس و الهي
Just how deep do you believe?
Will you bite the hand that feeds?
Will you chew until it bleeds?
Can you get up off your knees?
Are you brave enough to see?
Do you want to change it?
So naive| پس ساده و بي ريا باش
I keep holding on to what I want to believe
پس من به اون چيزي كه اعتقاد دارم پا فشاري مي كنم
I can see
من مي تونم ببينم
But I keep holding on and on and on and on
اما من به رفتن ادامه ميدهم و پيش مي روم...2
[8X]
Will you bite the hand that feeds you?
ايا دستي را كه ميخوراند ميگزي؟
Will you stay down on your knees?
ايا زانو خواهي زد؟
__________________________________________________

دانلود ویدئوی این اثر زیبا

دو ویدئو زیبای دیگه از این هنر مند به انتخاب خودم

Becoming High

With TeeTH

چند آهنگ صوتی زیبا از بهترین آلبوم های این گروه...

MeTaL

SiN

Leaving HopE

Only F.u.c.k.e.d Up

Every Day Is Exactly The Same

Survivalism

The Great Below

ليدر گروه NiN و مرلين منسون در كنسرت

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


مرلين منسون يا برايان وارنر خواننده.نويسنده.نقاش.آهنگساز و بازيگر اهل كانتون اوهايو متولد 5 ژانويه 1969 به صورت بازيگر در اين فيلمها تا كنون فعاليت داشته...


 

 

AS AN ACTOR IN THIS MOVIES

....

Actor:

In Production
در حال ساخت
2000s

1990s

King Shot (2009) (in production) (attached)

Phantasmagoria: The Visions of Lewis Carroll (2007) (filming) (attached) .... Lewis Carroll


 

Rise (2007) .... Bartender |در نقش متصدى بار
Area 51 (2005) (VG) (voice) .... Edgar | ادگار(فقط صدا)انيمشن

Lest We Forget: The Video Collection (2004) (V) .... JFK/Herr Doktor/Various|در چند نقش مختلف

The Heart Is Deceitful Above All Things (2004) .... Jackson| در نقش جكسون پانك

... aka Livre de Jérémie, Le (France)| ورزين فرانسوي

Party Monster (2003) .... Christina| كريستينا


 

Jawbreaker (1999) .... The Stranger| غريبه نقش كوتاه

Lost Highway (1997) .... Porno Star #1 | يكي از تاريك ترين نقش هاي منسون

... aka Lost Highway (France)

Anti-Christ Superstar (1996) .... Anti-Christ Superstar | به ياد ماندني ترين نقش او از نظر من (فوق ستاره ضد مسيح)مذهبي

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


تو اين پست چند بيت شعر كه تنها دوست من تو اين دنيا برام انتخاب كرده رو براي شما عزيزان قرار دادم با تشكر از مهناز عزيزم كه زحمتشو كشيده.
اميدوارم خوشتون بياد ...ۀ

خون, واي! خون, واي! واي! صد بار,صدبار... آن گوي- آن قاصد مرگ- لغزيده در هر جگر گاه.
مغز است پاشيده, مغز است: چشم است تركيده چشم است
خون است جوشيده, خون است... بر خار و سنگ و گذر گاه
تكرار ((هر يوم و هر ارض))مشكل كه آسان بر آيد:آه ه ه ه
اينان كجا و آن خطر جوي؟ اينجا كجا و آن خطر گاه؟
__________________________________
با چنين قانون سربي, خاموشي را ناگزيرم
هر چه زشتي مي پسندم, هر چه خواري مي پذيرم
با سكوتي- بي كلامي گر توان گفتن پيامي
جام تلخ شوكران كو تا به شيريني بگيرم؟
آتش لعلي پسندد مردن خاكستري را:
همچنان لختي بسوزم پس به آرامي بميرم.
اين خزان ايستا را پيچكي بي تكيه گاهم
اينت: دستاويز دورم آنت: رستاخيز ديرم.
زندگي- اي صبر سنگين!- ميشمارم لحظه ها را
با تپيدنهاي قلبي كز تو ديگر كرده سيرم
خواب مغناطيسيم را هيچ بيداري نباشد
هر كه شيطان , ميپرستم, هر چه فرمان مي پذيرم....ا

مهناز و ماركوييس منسون جهنمی

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


وقتي كه سيم حكم كند زر خدا شود

 

وقتي دروغ داور هر ماجرا شود

 

وقتي هوا - هواي تنفُس، هواي زيست-

 

سرپوش مرگ بر سر صدها صدا شود

 

وقتي در انتظار يكي پاره استخوان

 

هنگامه يي ز جنبش دُمها به پا شود

 

وقتي كه سوسمار صفت،پيش آفتاب

 

يك رنگ، رنگها شود و رنگها شود

 

وقتي كه دامن شرف و نطفه گير شرم

 

رجالّه خيز گردد و پتياره زا شود،

 

بگذار در بزرگي اين منجلاب ياًس

دنياي من به كوچكي انزوا شود...

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


†MAYHEM†

 A dream of another existance
You wish to die
A dream of another world
You pray for death

To release the soul one must die
To find peace inside you must get eternal

I am a mortal, but am I human?
How beautiful life is now when my time has come
A human destiny, but nothing human inside
What will be left of me when I'm dead?
There was nothing when I lived

What you found was eternal death
No one will ever miss you

روياي يك زندگي ديگر
تو در آرزوي مرگ,
روياي دنيايي ديگر
تو در طلب مرگ
آنكه مي خواهد روحش قرين آزادي گردد بايد طعم مرگ را بچشد
و آنكه در جستجوي ارامش دروني ست بايد جاودان گردد
منم موجودي فاني, ليك آيا من نيز انسانم؟
زندگي, اكنون كه زمان مرگ من فرا رسيده است چه زيباست,
تقدير انسان, خالي از هر انسانيتي
چه چيز از من باقي خواهد ماند پس از مرگم؟
وقتي كه در زنده بودن نيز هيچ نيستم
آنچه خواهي يافت مرگي جاودان است
و هيچ كس, هرگز براي تو دلتنگ نخواهد شد...


________________________________

Field Of Innocence از Evanescence

I still remember the world
From the eyes of a child
Slowly those feelings
Were clouded by what I know now
Where has my heart gone
An uneven trade for the real world
I want to go back to
Believing in everything and knowing nothing at all

I still remember the sun
Always warm on my back
Somehow it seems colder now

Where has my heart gone
Trapped in the eyes of a stranger
I want to go back to
Believing in everything

دنیای معصومیت

هنوز دنیایی را که با چشمان یک کودک به ان نگاه میکردم به یاد می اورم
ارام ارام تمام ان احساسات بوسیله همه چیزهایی که حالا می دانم تیره و تار شدند

چه بر سر احساسات من امده است
این معامله ای است غیر منصفانه بر سر دنیایی واقعی که در ان هستیم
و من میخواهم برگردم به همان دوران خوش باوری و بی خبری

هنوز در گذشته هایم خورشیدی را که همیشه گرما بخش بود به یاد می اورم
و حالا به دلایلی به نظر می رسد که سردتر از قبل شده است

چه بر سر احساسات من امده است
در چشمان بیگانه ای اسیر شده است
می خواهم به همان دوران خوش باوری ام برگردم...


____________________________________________

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون |


نقشه سايت (طبقه بندى موضوعى)

دانلود ويدئو و آهنگ هاى داغ متالبیشترین کلیک)

داستان هاى كوتاه ترسناك و افكار جهنمى تكان دهنده

بيوگرافى هاى كمياب متال

ترجمه و نقد اشعار برتر متال-اوانسنس-مرلین منسون و...

خوانندگان متال در سینما

نظر سنجی در این وبلاگ (جهت تبادل لینک)

در این قسمت شما میتوانید به راحتی به تمام قسمت های وبلاگ رفته و از آن ها بازدیدکنید و امیدوارم بتوانید حد اکثر استفاده را از مطالب ببرید...

این ماتمکده در تلاش است تا هر روز مطالب

خودرا آپ. جدید کرده تاباعث رضایت خاطر شما بازدید کننده های عزیزم و دوستان گرامی بشه.

+ نگاشته شده توسط مارکوییس منسون